close
تبلیغات در اینترنت
نامه شهید حسن حسنی سعدی به خانواده (وصیت نامه )

اگر مسافر این راهی ، بین راه نگه نمیداریم تا آخرین ایستگاه که شهادت است

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين مطالب
ديگر موارد

ساعت فلش مذهبی وصیت شهدا ذکر روزهای هفته اوقات شرعی
دعای عظم البلا جنگ دفاع مقدس
آمار وب سايت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 20
:: کل نظرات : 26

آمار کاربران

:: افراد آنلاين : 1
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاين


آمار بازديد

:: بازديد امروز : 19
:: بارديد ديروز : 6
:: بازديد هفته : 19
:: بازديد ماه : 141
:: بازديد سال : 851
:: بازديد کلي : 11,161
سنگر اطلاعات


نويسنده : مرتضی شجاعی
شنبه 02 شهريور 1392

بسم الله الرحمن الرحیم
مادر من !  از تو یک خواهش دارم ،  اگر شهید شدم ، در مرگم گریه و زاری نکنید ؛ بلکه خوشحال باشید که فرزندتان  را در راه خدا داده اید . مادر و پدر عزیزم ! من را ببخشید که شما را ناراحت کردم و فرزند خوبی برای شما نبودم . انشاالله شما من را می بخشید . قرار بود 17 فروردین تسویه حساب کنم ، ولی فردا به صدام حمله ور می شویم و خداوند خواست که در این عملیات شرکت کنم و چیزی دیگر به حمله نمانده و انشاالله در این حمله عمر صدام تمام خواهد شد . اگر شهید شدم ، برای من گریه نکنید ؛ چون ناراحت می شوم و شما باید خوشحال باشید و شربت و شیرینی هم بپردازید تا چشم دشمنان کور گردد . به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی و نابودی صدام و صدامی ها ، شما را به خدا می سپارم و خواهش من هم یادتان نرود .
             

 

خدانگهدار

 

راه قدس از کربلا   می گذرد ؛ به امید آن روز .


16 /1 / 1362

 

 

منبع مطلب : کتاب وصیت در آخرین ایستگاه

 


:: موضوعات مرتبط: وصیت نامه شهداء ,
:: برچسب‌ها: شهید , وصیتنامه , نامه , حسنی , سعدی , حسن , شهدا , شهادت , جبهه , جنگ , همرزمان , نبرد جنگ ,
:: بازديد از اين مطلب : 137
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 13
مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

رسول شجاعی در تاريخ : 1392/6/4 - - گفته است :
سلام
وبلاگت محشره
البته یه افتخاری هم هست که این شهید بزرگوار از اقوام بنده است
که مادر بزرگوارش هم دوسه سال پیش به رحمت خدا رفت
شادی روح هر دوشون صلوات
پاسخ : سلام
ممنون رسول جان

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
سلام. این وبلاگ متعلق است به آنانی که دعا داشتند ادعا نداشتند ، نیایـش داشتند نمایش نداشتند ، حیا داشتند ریا نداشتند ، رسم داشتند اسم نداشتند. متعلق است به شهیدی که میگوید بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند. اکثر مطالب این وبلاگ برگرفته از کتاب وصیت در آخرین ایستگاه میباشد. ------------------------------------------ مـــادرم زمـانــی کـــه خبـــر شهـــادتــم را شنیــدی گــریــه نــکن، زمـان تشیــع و تـدفینــم گــریــه نــکن، زمــان خــوانــدن وصیـــت نــامـه ام گــریــه نــکن؛ فقـط زمـانی گـریــه کـن کـه مــردان مـا غیــرت را فـرامــوش می کننـد و زنـــان مــا عفـت را *شهیـد سعیـد زقـاقـی* ------------------------------------------ گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند؛ و ما را مرگ در بر گرفت و مردیم
منو اصلي
آرشيو مطالب
مطالب تصادفي
مطالب پربازديد
نظر سنجي

قالب وبلاگ را چگونه می بینید