close
تبلیغات در اینترنت
شهید اکبر طهماسبی را بیشتر بشناسیم

اگر مسافر این راهی ، بین راه نگه نمیداریم تا آخرین ایستگاه که شهادت است

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين مطالب
ديگر موارد

ساعت فلش مذهبی وصیت شهدا ذکر روزهای هفته اوقات شرعی
دعای عظم البلا جنگ دفاع مقدس
آمار وب سايت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 20
:: کل نظرات : 26

آمار کاربران

:: افراد آنلاين : 1
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاين


آمار بازديد

:: بازديد امروز : 14
:: بارديد ديروز : 3
:: بازديد هفته : 29
:: بازديد ماه : 57
:: بازديد سال : 589
:: بازديد کلي : 11,163
سنگر اطلاعات


نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 05 شهريور 1392

   اکبر طهماسبی باغینی ، فرزند حسن  در اول اردیبهشت 1342 در یکی از محله های قدیم شهر باغین از مادری به نام کبری متولد شد .
    پدرش کشاورز بود و دارای اخلاقی پسندیده بود . او  یاد گیری و آموزش را  از همان کودکی  با  اکبر  همراه کرد و با فرستادن اکبر به مکتب خانه محلی وی را  به خوبی با قرآن و احکام الهی آشنا کرد . اکبر با پشت سر گذاشتن دوران کودکی  به مدرسه محل سکونتش وارد شد و با علاقه به تحصیل پرداخت و تا سوم راهنمایی را در زادگاهش با موفقیت سپری کرد . در همین ایام  ثمرة تلاش مردمی علیه رژیم طاغوت یعنی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید . بعد از پیروزی انقلاب ، برای ادامه تحصیل رهسپار شهرستان کرمان شد . او  به دبیرستان بازرگانی کرمان  رفت و  در رشتة حسابداری ادامه تحصیل داد ودوره متوسطه را با موفقیت به  پایان رسانید .
 
    اتمام تحصیلات در سطح متوسطه همراه شده بود با شروع جنگ تحمیلی ، و آغاز جنگ  یعنی بی قراری شیر مردانی  چون اکبر . او روحش آرامش نداشت و به دنبال گمشده ای می گشت . در ابتدا  وارد بسیج شد و به نحوی با بسیج همکاری می کرد که حتی بعضی از شب ها همان جا می خوابید .
شهادت را این گونه دوست دارم از سال 1360  باکسب رضایت خانواده به همراه کاروان بسیج چندین بار  عازم جبهه شد و در  این مدت در عملیات های مهمی چون : بیت المقدس ، والفجر مقدماتی و عملیات والفجر 3  حضوری حماسی داشت . اکبر از همان ابتدا برای خودش فلسفه ای داشت ، می گفت : « شهادت این نیست که جنازه ات را بیاورند . خوب است شهید شوی و گمنام بمانی و من اینگونه شهادتی را دوست دارم . »

 

 

منبع مطلب : کتاب وصیت در آخرین ایستگاه


 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , جبهه , جنگ , دفاع , ایران , همرزمان , جبهه جنگ , عرق , خاکریز , ایثار , خون , امام , آخرین ایستگاه , شجاعی , هشت سال دفاع مقدس , پرستوی مهاجر , شهدا باغینشهید , باغینشهید , شهر باغین ,
:: بازديد از اين مطلب : 138
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 17
مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
سلام. این وبلاگ متعلق است به آنانی که دعا داشتند ادعا نداشتند ، نیایـش داشتند نمایش نداشتند ، حیا داشتند ریا نداشتند ، رسم داشتند اسم نداشتند. متعلق است به شهیدی که میگوید بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند. اکثر مطالب این وبلاگ برگرفته از کتاب وصیت در آخرین ایستگاه میباشد. ------------------------------------------ مـــادرم زمـانــی کـــه خبـــر شهـــادتــم را شنیــدی گــریــه نــکن، زمـان تشیــع و تـدفینــم گــریــه نــکن، زمــان خــوانــدن وصیـــت نــامـه ام گــریــه نــکن؛ فقـط زمـانی گـریــه کـن کـه مــردان مـا غیــرت را فـرامــوش می کننـد و زنـــان مــا عفـت را *شهیـد سعیـد زقـاقـی* ------------------------------------------ گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند؛ و ما را مرگ در بر گرفت و مردیم
منو اصلي
آرشيو مطالب
مطالب تصادفي
مطالب پربازديد
نظر سنجي

قالب وبلاگ را چگونه می بینید