close
تبلیغات در اینترنت
شهید مهدی نامجو را بیشتر بشناسیم

اگر مسافر این راهی ، بین راه نگه نمیداریم تا آخرین ایستگاه که شهادت است

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين مطالب
ديگر موارد

ساعت فلش مذهبی وصیت شهدا ذکر روزهای هفته اوقات شرعی
دعای عظم البلا جنگ دفاع مقدس
آمار وب سايت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 20
:: کل نظرات : 26

آمار کاربران

:: افراد آنلاين : 1
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاين


آمار بازديد

:: بازديد امروز : 28
:: بارديد ديروز : 3
:: بازديد هفته : 43
:: بازديد ماه : 71
:: بازديد سال : 603
:: بازديد کلي : 11,177
سنگر اطلاعات


نويسنده : مرتضی شجاعی
چهارشنبه 30 مرداد 1392

مهدی نامجو باغینی ، فرزند قوام و صغری خراسانی در دهم شهریور سال 1343 در خانواده ای مذهبی در شهر باغین  متولد شد . او سومین فرزند خانواده بود . با گذشت  سه سال از عمر با برکتش  به همراه خانواده از باغین به شهرستان کرمان عزیمت نمود . از همان کودکی با برادرش – شهید حمید نامجو- انس گرفت و تحت تربیت او  تعالیم مذهبی را به خوبی فرا گرفت . دوران کودکی ونوجوانی  مهدی پر شده بود از اعتراضات مردمی علیه شاه ملعون ،  و در حالی دوره تحصیلی راهنمایی را به پایان رسانیدکه انقلاب به اوج خود رسیده بود . با اینکه سن کمی داشت ، دوشادوش برادربزرگترش –شهیدحمیدنامجو- در تظاهرات مردمی علیه رژیم ستم شاهی فعالانه شرکت می کرد تا  اینکه در 24 آذر سال 1357 برادرش به دست دژخیمان رژیم سلطنتی به شهادت رسید و غمی سنگین از دوری برادر بر شانه های او گذاشت . اما  این هجران باعث شد که مهدی در ادامه راه برادر خویش بیش از پیش مصمم باشد و تا به ثمر نشستن شکوفه های انقلاب لحظه ای آسودگی خاطر به خیال خود وارد نکند .
با پیروزی انقلاب اسلامی ، بر خود احساس تکلیف واجب کرد تا ضمن تحصیل در سنگر دانش به سیل خروشان نیروهای مردمی محافظ انقلاب بپیوندد . یک سال بعد از شروع جنگ تحمیلی ، یعنی در تیرماه 1360 با خیل بسیجیان عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل در جنوب کشور شد و خود را جزء فدائیان گروه تخریب به عنوان تخریب چی ممتاز در جلو نیروهای رزمنده قرار داد و در عملیاتی  شهادت طلبانه که در کرخه نور برای پاکسازی میدان مین رفته بود ، با انفجار مین به شدت از ناحیه سر ، چشم و دست مورد اصابت ترکش های مین قرار گرفت و به مدت دو سال در لباس جانبازی بستری شد . ایشان با اینکه به شدت مجروح شده بود ، اما دارای روحی بلند و بزرگ مرتبه بود و در بین اطرافیان با نام شهید زنده شناخته می شد تا اینکه در تاریخ 17 شهریور سال 1362 به جمع شهدای همرزمش پیوست . مزار وي در گلزار شهداي كرمان واقع‌ است .

 

راهش پر رهرو و يادش گرامي باد .

 

منبع مطلب : کتاب وصیت در آخرین ایستگاه

 

 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 91
|
امتياز مطلب : 6
|
تعداد امتيازدهندگان : 6
|
مجموع امتياز : 17
مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

حسین نامجو در تاريخ : 1392/6/4 - - گفته است :
سلام برادر خداحفظتون کنه التماس دعا
پاسخ : سلام
ممنون

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
سلام. این وبلاگ متعلق است به آنانی که دعا داشتند ادعا نداشتند ، نیایـش داشتند نمایش نداشتند ، حیا داشتند ریا نداشتند ، رسم داشتند اسم نداشتند. متعلق است به شهیدی که میگوید بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند. اکثر مطالب این وبلاگ برگرفته از کتاب وصیت در آخرین ایستگاه میباشد. ------------------------------------------ مـــادرم زمـانــی کـــه خبـــر شهـــادتــم را شنیــدی گــریــه نــکن، زمـان تشیــع و تـدفینــم گــریــه نــکن، زمــان خــوانــدن وصیـــت نــامـه ام گــریــه نــکن؛ فقـط زمـانی گـریــه کـن کـه مــردان مـا غیــرت را فـرامــوش می کننـد و زنـــان مــا عفـت را *شهیـد سعیـد زقـاقـی* ------------------------------------------ گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند؛ و ما را مرگ در بر گرفت و مردیم
منو اصلي
آرشيو مطالب
مطالب تصادفي
مطالب پربازديد
نظر سنجي

قالب وبلاگ را چگونه می بینید