close
تبلیغات در اینترنت
پرگشودن شهید ابراهیم شهسواری به جانب رب از زبان همرزمان

اگر مسافر این راهی ، بین راه نگه نمیداریم تا آخرین ایستگاه که شهادت است

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين مطالب
ديگر موارد

ساعت فلش مذهبی وصیت شهدا ذکر روزهای هفته اوقات شرعی
دعای عظم البلا جنگ دفاع مقدس
آمار وب سايت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 20
:: کل نظرات : 26

آمار کاربران

:: افراد آنلاين : 1
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاين


آمار بازديد

:: بازديد امروز : 26
:: بارديد ديروز : 3
:: بازديد هفته : 41
:: بازديد ماه : 69
:: بازديد سال : 601
:: بازديد کلي : 11,175
سنگر اطلاعات


نويسنده : مرتضی شجاعی
پنجشنبه 31 مرداد 1392

شب هنگام در منطقة عملیاتی کوشک داخل سنگر نشسته بودیم که دوستان پیشنهاد دادند یکی از افراد داخل سنگر برای تهیة شام بیرون برود . ابراهیم داوطلب شد . از جایش بلند شد و از سنگر خارج شد . لحظات زیادی از خروج ابراهیم  نگذشته بود که ناگهان صدای خمپاره ای آمد . همه به سرعت بیرون رفتیم . دیدیم ابراهیم بر اثر  جراحت خمپاره و اصابت ترکش به شکمش  به همراه یکی از همرزمانش  به نام سرباز نوروزی مجروح شده و نقش بر زمین افتاده بودند . آنها را به بیمارستان منتقل کردند . همه می گفتند نوروزی شهید می شود و ابراهیم زنده می ماند ؛ اما عکس این قضیه اتفاق افتاد . ابراهیم به علت جراحت وخونریزی زیاد بعد از 18 ماه حضور در جبهه در منطقه کوشک به درجه رفیع شهادت نایل آمد . مزار وي در گلزار شهدای شهر باغين واقع است .

 

منبع مطلب : کتاب وصیت در آخرین ایستگاه


:: موضوعات مرتبط: خاطرات شهداء ,
:: برچسب‌ها: شهادت , جبهه , نبرد , حق , شهسواری , ابرهین , جنگ , همرزمان , ابراهیم شهسواری ,
:: بازديد از اين مطلب : 84
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 13
مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

حمید شاهدادی در تاريخ : 1392/5/31 - - گفته است :
سلام
ماشاءالله
آفرین آفرین آفرین
من خیلی خوشحال شدم

انشاءالله موفق باشی.
پاسخ : سلام
ممنون حمید جان

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
سلام. این وبلاگ متعلق است به آنانی که دعا داشتند ادعا نداشتند ، نیایـش داشتند نمایش نداشتند ، حیا داشتند ریا نداشتند ، رسم داشتند اسم نداشتند. متعلق است به شهیدی که میگوید بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند. اکثر مطالب این وبلاگ برگرفته از کتاب وصیت در آخرین ایستگاه میباشد. ------------------------------------------ مـــادرم زمـانــی کـــه خبـــر شهـــادتــم را شنیــدی گــریــه نــکن، زمـان تشیــع و تـدفینــم گــریــه نــکن، زمــان خــوانــدن وصیـــت نــامـه ام گــریــه نــکن؛ فقـط زمـانی گـریــه کـن کـه مــردان مـا غیــرت را فـرامــوش می کننـد و زنـــان مــا عفـت را *شهیـد سعیـد زقـاقـی* ------------------------------------------ گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند؛ و ما را مرگ در بر گرفت و مردیم
منو اصلي
آرشيو مطالب
مطالب تصادفي
مطالب پربازديد
نظر سنجي

قالب وبلاگ را چگونه می بینید