close
تبلیغات در اینترنت
شهید حسن شجاعی را بیشتر بشناسیم

اگر مسافر این راهی ، بین راه نگه نمیداریم تا آخرین ایستگاه که شهادت است

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين مطالب
ديگر موارد

ساعت فلش مذهبی وصیت شهدا ذکر روزهای هفته اوقات شرعی
دعای عظم البلا جنگ دفاع مقدس
آمار وب سايت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 20
:: کل نظرات : 26

آمار کاربران

:: افراد آنلاين : 1
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاين


آمار بازديد

:: بازديد امروز : 18
:: بارديد ديروز : 3
:: بازديد هفته : 33
:: بازديد ماه : 61
:: بازديد سال : 593
:: بازديد کلي : 11,167
سنگر اطلاعات


نويسنده : مرتضی شجاعی
شنبه 02 شهريور 1392

    حسن شجاعی باغینی ، فرزند محمّد و معصومه در سال 1341 در شهر باغین در خانواده ای مومن و معتقد متولد شد . پدرش کشاورز بود و با زحمت و تلاش بسیار ، خانواده اش را تامین می کرد . حسن ، پس از طی دوران کودکی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش به پایان رسانید و سپس برای ادامه تحصیل  عازم شهرستان کرمان شد . او در اواخر دورة تحصیلی دبیرستان بود که غنچة انقلاب میل به شکفتن داشت . درس و تحصیل او همراه شده بود با تظاهرات و اجتماعات مردمی علیه رژیم . فریاد الله اکبر ، خمینی رهبر از هر گوشه ای بر می خاست . حسن یک پای ثابت تظاهرات بود . شور و شوق جوانی  باعث حضور او در اکثر تظاهرات ، این قدرت هماهنگ مردمی ، شده بود .  در یکی از روزهای سرد پاییز با اجتماع مردم در مسجد جامع کرمان ، حسن نیز حضور یافت ، ساعتی نگذشت که مزدوران رژیم  پهلوی به مسجد حمله کردند و آن را آتش زدند . او نیز همانند بسیاری از مردم در این حمله مجروح شد ؛ ولی پس از بهبودی به حرکت عظیم ملت پیوست تا شکفتن گل انقلاب را با چشمان خود ببیند و در حفاظت از انقلاب نقش به سزایی را ایفا کند . با به ثمر نشستن انقلاب و تشکیل ارتش بیست میلیونی به فرمان امام  خمینی (ره) ، در تاریخ 1/9/60 13 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و برای انجام ماموریت های محوله  به شیراز منتقل شد تا دری از جهاد و خدمت به سویش گشوده شود . از آنجا داوطلبانه عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد تا پا به پای دیگر رزمندگان ، میهن اسلامی را از وجود مزدوران عراقی پاکسازی کند . وی به کربلای خونین شوش رفت و در عملیات فتح المبین شرکت کرد . پس از آن عملیات به شیراز بازگشت . از عملیات فتح المبین بیش از یک ماه و نیم نمی گذشت که عزم دوباره داشت تا  به جبهه برود تا در عملیاتهای بعدی حضور یابد . اما مجال نیافت و خداوند پاداش همت بالای اورا در تاریخ 22/2/ 1361 نصیبش نمود و صبح هنگام در حال حضور یافتن در محل خدمت در یکی از خیابانهای شیراز هدف گلوله های منافقین کوردل قرار گرفت و به لقاء الله پیوست .

 

منبع مطلب : کتاب وصیت در آخرین ایستگاه


 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: حسن شجاعی , شهید , شهادت , باغین , شهر , شهداء , شهدا , همسنگر , رزمنده , همرزم , جبهه , جنگ ,
:: بازديد از اين مطلب : 134
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 16
مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
سلام. این وبلاگ متعلق است به آنانی که دعا داشتند ادعا نداشتند ، نیایـش داشتند نمایش نداشتند ، حیا داشتند ریا نداشتند ، رسم داشتند اسم نداشتند. متعلق است به شهیدی که میگوید بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند. اکثر مطالب این وبلاگ برگرفته از کتاب وصیت در آخرین ایستگاه میباشد. ------------------------------------------ مـــادرم زمـانــی کـــه خبـــر شهـــادتــم را شنیــدی گــریــه نــکن، زمـان تشیــع و تـدفینــم گــریــه نــکن، زمــان خــوانــدن وصیـــت نــامـه ام گــریــه نــکن؛ فقـط زمـانی گـریــه کـن کـه مــردان مـا غیــرت را فـرامــوش می کننـد و زنـــان مــا عفـت را *شهیـد سعیـد زقـاقـی* ------------------------------------------ گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند؛ و ما را مرگ در بر گرفت و مردیم
منو اصلي
آرشيو مطالب
مطالب تصادفي
مطالب پربازديد
نظر سنجي

قالب وبلاگ را چگونه می بینید