close
تبلیغات در اینترنت
آخرین ایستگاه

اگر مسافر این راهی ، بین راه نگه نمیداریم تا آخرین ایستگاه که شهادت است

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

آخرين مطالب
ديگر موارد

ساعت فلش مذهبی وصیت شهدا ذکر روزهای هفته اوقات شرعی
دعای عظم البلا جنگ دفاع مقدس
آمار وب سايت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 20
:: کل نظرات : 26

آمار کاربران

:: افراد آنلاين : 1
:: تعداد اعضا : 9

کاربران آنلاين


آمار بازديد

:: بازديد امروز : 2
:: بارديد ديروز : 4
:: بازديد هفته : 8
:: بازديد ماه : 128
:: بازديد سال : 845
:: بازديد کلي : 7,608
سنگر اطلاعات


نويسنده : مرتضی شجاعی
پنجشنبه 07 فروردين 1393

احمد شجاعی

تاریخ تولد : 1341

تاریخ شهادت : 1361

    احمد شجاعی ، فرزند عباس در بهار 1341 در شهر باغین از مادری به نام نصرت ، زاده شد . پدرش به شغل کشاورزی اشتغال داشت . دوران  کودکی را با حضور در محافل قرآنی و انس با قرآن سپری کرد . پس از طی دوره های تحصیلی ابتدایی و راهنمایی در زادگاهش که مقارن بود با پیروزی انقلاب اسلامی به شهرستان کرمان رفت و تحصیلاتش را تا پایان دوره متوسطه در رشته صنایع در هنرستان اقبال به پایان رسانید . تقریبا اکثر اوقات فراغتش را به کار کشاورزی در کنار پدر سپری می کرد . همچنین حضور فعالی در بسیج باغین داشت . ایشان در تاریخ 18/2/1361  به عنوان سرباز ارتش‌ به جبهه ‌اعزام گردید . پس از طی آموزشهای مقدماتی در رسته پیاده به یگان اصلی خود اعزام و در منطقه عین خوش دوشا دوش همسنگران خود در یگان عملیاتی لشکر 21 حمزه خدمت می نمود . بعد از شش ماه مقاومت در برابر یورشهای دشمن بعثی و شرکت در چندین عملیات در منطقه جنگی ، در آبان ماه 1361 در منطقه عین خوش در عملیات محرم  مورد هجوم مزدوران بعثی قرار گرفت و شدیداً از ناحیه شکم مجروح گردید . پس از سی روز بستری شدن در بیمارستان قائم مشهد و سپس در بیمارستانی در شهرستان کرمان ، قصد انتقال وی را به  بیمارستانی در شیراز داشتند که بر اثر  شدت جراحات وارده در بین راه ‌به شهادت رسيد . پیکر مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای شهر باغین دفن گردید.


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 45
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 2
نويسنده : مرتضی شجاعی
پنجشنبه 07 فروردين 1393

 حسین آخشیک

 تاریخ تولد : 1341

تاریخ شهادت :1360

 

حسین آخشیک ، فرزند اکبر و کبری ذهاب ناظوری در سال 1341 در شهرستان كرمان  در خانواده ای مذهبی متولد شد . دوره ابتدایی و راهنمایی را در محل سکونتش به پایان رسانید . وارد دبیرستان در رشته تجربی شد و با موفقیت آن را به پایان رسانید . او بعد از برگشت از مدرسه تا پاسی از شب با دوستانش به بحثهای ارشادی می پرداخت . از  سال 1356 در راهپیمایی ها ی ضد رژیم شاه شرکت می کرد . به هنگام حملة مزدوران شاه به مسجد امام در آنجا حضور داشت  و به همراه سایر جوانان  شعار مرگ بر استبداد ، « استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی » را سر می داد .  بعد از پیروزی انقلاب برای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی  به عضویت بسیج در آمد و در تابستان سال 1360  ( در ماه رمضان ) به جبهة کرخه  اعزام گردید  و در عملیات پیش رو شرکت کرد . بعد از پایان این عملیات به کرمان بازگشت و به تحصیل خود ادامه داد . همچنین ، به فعالیت در گروه مقاومت بسیج مسجد امام حسن ( ع) پرداخت . در اوایل ماه محرم1360  به ندای امام خویش لبیک گفت و به جبهه اهواز اعزام گردید و از آنجا  به سوسنگرد انتقال یافت و در عملیات طریق القدس در بستان شرکت کرد . حسین در این عملیات بر اثر اصابت ترکش خمپاره دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت نایل آمد . مزار وي در گلزار شهداي کرمان واقع است .

 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 59
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 1
نويسنده : مرتضی شجاعی
پنجشنبه 18 مهر 1392

محمد حسنی سعدی

 تاریخ تولد : 1344

تاریخ شهادت : 3 / 8 / 1362

محمد حسنی سعدی فرزند علی در سال 1344 در روستای سعدی  از مادری به نام صغری حسنی سعدی متولد شد.
تحصیلات دورۀ ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش با موفقیت به پایان رسانید و پس از آن به دلیل کمبود امکانات تحصیل در زادگاهش ، ترک تحصیل نمود . چندی بعد عازم  خدمت مقدس سربازی در لشکر 41 ثارالله سپاه کرمان شد و سرانجام در مورخ 03/8/1362 در عملیات والفجر 4 در منطقۀ مریوان به درجۀ رفیع شهادت نایل آمد.


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 85
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 7
نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 05 شهريور 1392

حسین نامجو باغینی

 تاریخ تولد : 1310

تاریخ شهادت : 1361

 

حسین نامجو باغینی اولین فرزند خانوادة مذهبی علی نامجو و صغری خانم بود که در شهر باغین متولد شد .  پدرش  کشاورز بود و با زحمت بسیار مخارج خانه را اداره می کرد .
حسین پس از گذراندن دوران طفولیت وارد مدرسه شد . در آن ایام  زندگی بسیاری از مردم با فقر و تنگدستی سپری می شد . به طوری که حسین پس از گذراندن دوران تحصیلی ابتدایی به دلیل مشکلات مالی درس را رها  کرد  و  در کارگاه سفالگری مشغول به کار شد . با  تلاش و جدیت در محیط کار به سرعت در کارش ترقی کرد.  وی  توانست در نوجوانی کارگاهی مستقل دایر کند . او چند سال بعد که جوانی برنا شده بود ، با همّت و تلاش بسیار و لطف خداوند کارش را ارتقا  بخشید و موفق به احداث کارگاه آجر پزی در شهرستان کرمان شد و توانست زندگی خود را سر و سامانی بدهد . حسین  بر این اعتقاد بود که باید به فقرا کمک کرد و با تمّکن مالی متوسطی که داشت . همیشه در امور خیر پیش قدم بود .  سرانجام در سال 1336 با یکی از دختران فامیل به نام زهرا ازدواج کرد . مراسم ازدواج آنها در نهایت سادگی برگزار شد . آنها زندگی مشترک خود را در شهرستان کرمان آغاز کردند .
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی ، دشمن اقدام به انهدام کارخانه ها و پالایشگاههای نفت کرد که این امر سبب شد سوخت مورد نیاز کوره ها به پایین ترین سطح برسد و عملاً باعث تعطیلی بسیاری از کارگاهای سوختی شود .  اینجا بود که حسین به شغل رانندگی روی آورد و سرانجام ....

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , جبهه , جنگ , دفاع , ایران , همرزمان , جبهه جنگ , عرق , خاکریز , ایثار , خون , امام , آخرین ایستگاه , شجاعی , هشت سال دفاع مقدس , پرستوی مهاجر , حسین نامجو , نامجو ,
:: بازديد از اين مطلب : 89
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 15
نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 05 شهريور 1392

محمّد علی داوودی

تاریخ تولد : 1 /6 / 1347
      
تاریخ شهادت : 8 /5 / 1362

تاریخ  دفن  : مرداد 1365     

 

محمّد علی داوودی ، فرزند حسن و صغری  در سال 1347 در خانواده ای مذهبی در شهر باغین متولد شد . او اولین فرزند خانواده بود . مادرش – صغری خانم  - پرورش جسم و فطرت محمد علی را از همان کودکی با قرآن ، مسجد و مسایل مذهبی همراه کرد . نشانه های بزرگی روح محمّد علی از همان کودکی هویدا بود و علی رغم سن کمی که داشت ، با دیگران بسیار اجتماعی رفتار می کرد .
 با پشت سرگذاشتن دوران کودکی ، دوره تحصیلی دبستان و سپس راهنمایی را در شهر باغین با موفقیت به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل دوره متوسطه رهسپار شهرستان کرمان شد . در همین ایام کشور درگیر جنگ تحمیلی شده بود . و ندای "هل من ناصر ینصرنی" امام فکر و ذهن محمد علی را به جایی غیر از درس و مشق می برد و آن چیزی نبود ، جز دفاع از میهن اسلامی . به قدری علاقمند به جبهه و جنگ بود که ...

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , جبهه , جنگ , دفاع , ایران , همرزمان , جبهه جنگ , عرق , خاکریز , ایثار , خون , امام , آخرین ایستگاه , شجاعی , هشت سال دفاع مقدس , پرستوی مهاجر , داوودی , محمدعلی داوودی ,
:: بازديد از اين مطلب : 71
|
امتياز مطلب : 2
|
تعداد امتيازدهندگان : 2
|
مجموع امتياز : 16
نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 05 شهريور 1392

محسن شاهدادی     

تاریخ تولد : 16 /9 / 1347     
              
تاریخ شهادت : 17 /5 / 1362  

محسن شاهدادی ، پنجمین فرزند محمود و گل افشان بختیاری ، در خانواده ای مذهبی در روستای گوه سلطانی از توابع بافت به دنیا آمد . پدرش کشاورز بود و از این راه امرار معاش می نمود . پدر محسن در شرح  زندگی خودش اینگونه نقل می کند که : در آن ایام ، زندگی من با شغل کشاورزی می گذشت ، اما به دلیل خشک سالی های متوالی و نبود امکانات کافی زندگی ، از آنجا به شهر باغین مهاجرت کردیم . مهاجرت ما و آغاز دورة نوجوانی محسن در آن برهه از زمان همراه بود با حجم شدید تظاهرات مردمی علیه رژیم منحوس پهلوی و او چون لوحی نوشته نشده تمام لحظات انقلاب را چون خاطره ای دردناک به ذهن می سپرد . زیرا انسانهایی را می دیدکه هر روز به نوعی با ظلم و ستم رژیم ، دست و پنچه نرم می کنند . سرانجام با شدت گرفتن اعتراضات مردمی ، انقلاب اسلامی به ثمر نشست و کشور وارد مرحله تازه ای از سیاست و فرهنگ شد . این تحولات باعث ناخشنودی قدرت های شرق و غرب گردید . و ایران را وارد جنگی ناخواسته کردند . آغاز جنگ و تحولات انقلاب از محسن و افرادی چون او که بچه های انقلاب بودند ، سربازانی غیور برای دفاع از انقلاب اسلامی پروش داد . تازه تحصیلات دورة راهنمایی را به پایان رسانده بود که ....

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , جبهه , جنگ , دفاع , ایران , همرزمان , جبهه جنگ , عرق , خاکریز , ایثار , خون , امام , آخرین ایستگاه , شجاعی , هشت سال دفاع مقدس , پرستوی مهاجر ,
:: بازديد از اين مطلب : 67
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 13
نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 05 شهريور 1392

سید حسین پور حسینی

تاریخ تولد : 1346
      
تاریخ شهادت : 8 /5 / 1364

سید حسین پور حسینی در فروردین  1346 در محلة قائمِ شهر باغین به دنیا آمد . مادرش - بی بی جان – او را از همان کودکی به مراسم مذهبی اهل بیت می برد تا او را با سیرة جدش امام حسین (ع) آشنا کند . پدرش -  سید محمّد – در شرح زندگی فرزندش اینگونه نقل می کند:   قبل از انقلاب روزگارم با شغل کشاورزی سپری می شد که حسین تنها فرزند پسرم وارد زندگی من و مادرش- بی بی جان- شد .  او چشم امید ما بود . منتظر بودیم  تا روزی بزرگ شود و عصای دستمان گردد . سید حسین دوره تحصیلی ابتدایی و راهنمایی را در شهر باغین گذراند و بعد از پایان مقطع تحصیلی راهنمایی ...

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 


 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , جبهه , جنگ , دفاع , ایران , همرزمان , جبهه جنگ , عرق , خاکریز , ایثار , خون , امام , آخرین ایستگاه , شجاعی , هشت سال دفاع مقدس , پرستوی مهاجر , شهدا باغینشهید , باغینشهید , شهر باغین ,
:: بازديد از اين مطلب : 111
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 17
نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 05 شهريور 1392

اکبر طهماسبی باغینی

تاریخ تولد : 1 /2 / 1342

تاریخ شهادت : 20 /12 / 1362

 اکبر طهماسبی باغینی ، فرزند حسن  در اول اردیبهشت 1342 در یکی از محله های قدیم شهر باغین از مادری به نام کبری متولد شد .
 پدرش کشاورز بود و دارای اخلاقی پسندیده بود . او  یاد گیری و آموزش را  از همان کودکی  با  اکبر  همراه کرد و با فرستادن اکبر به مکتب خانه محلی وی را  به خوبی با قرآن و احکام الهی آشنا کرد . اکبر با پشت سر گذاشتن دوران کودکی  به مدرسه محل سکونتش وارد شد و با علاقه به تحصیل پرداخت و تا سوم راهنمایی را در زادگاهش با موفقیت سپری کرد . در همین ایام  ثمرة تلاش مردمی علیه رژیم طاغوت یعنی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید . بعد از پیروزی انقلاب ، برای ادامه تحصیل رهسپار شهرستان کرمان شد . او  .....

 

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 

 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , جبهه , جنگ , دفاع , ایران , همرزمان , جبهه جنگ , عرق , خاکریز , ایثار , خون , امام , آخرین ایستگاه , شجاعی , هشت سال دفاع مقدس , پرستوی مهاجر , شهدا باغینشهید , باغینشهید , شهر باغین ,
:: بازديد از اين مطلب : 83
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 17
نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 05 شهريور 1392

علی شجاعی باغینی


تاریخ تولد : 1 /3 / 1342   

   
تاریخ شهادت: 21 /4 / 1364

 

علی شجاعی باغینی ، فرزند حسین در سال 1342 در شهر باغین از مادری به نام معصومه بلوچ امدادی زاده شد . پدرش کشاورز بود و در آمد خانه را از طریق کشاورزی تامین می کرد . علی با پایان دوران کودکی به محیط آموزش وارد شد ودورة ابتدایی را در محل سکونتش به پایان رسانید . پس از آن تحصیلات راهنمایی را آغاز کرد . اما بعد از سال دوم به دلیل کمبود امکانات مدرسه را رها کرد و به شغل کشاورزی مشغول شد . با وجود آنکه از تحصیل باز ماند ، ولی با خواندن کتاب های مذهبی  روح خود را پرورش می داد و با اخلاقی نیکو دوران نوجوانی را پشت سر می گذاشت که اعتراضات مردمی  علیه رژیم ستم شاهی  شدت گرفت . علی که علاقه اش به اسلام  از ارادتش به ابا عبدالله الحسین (ع) و عزاداری هایش نمایان بود ، به ندای امام (ره) لبیک گفت و به یاری انقلاب شتافت و همواره در تظاهرات حضوری فعال داشت . تا اینکه انقلاب اسلامی به پیروزی رسید . بعد از  ....

 

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , شهادت , جبهه , جنگ , دفاع , ایران , همرزمان , جبهه جنگ , عرق , خاکریز , ایثار , خون , امام , آخرین ایستگاه , شجاعی , هشت سال دفاع مقدس , پرستوی مهاجر , علی شجاعی،باغینشهید , شهدا باغین ,
:: بازديد از اين مطلب : 79
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 15
نويسنده : مرتضی شجاعی
شنبه 02 شهريور 1392

بسم الله الرحمن الرحیم
مادر من !  از تو یک خواهش دارم ،  اگر شهید شدم ، در مرگم گریه و زاری نکنید ؛ بلکه خوشحال باشید که فرزندتان  را در راه خدا داده اید . مادر و پدر عزیزم ! من را ببخشید که شما را ناراحت کردم و فرزند خوبی برای شما نبودم . انشاالله شما من را می بخشید . قرار بود 17 فروردین تسویه حساب کنم ، ولی فردا به صدام حمله ور می شویم و خداوند خواست که در این عملیات شرکت کنم و ...

 

 مشاهده متن کامل وصیت نامه شهید در ادامه مطلب ...

 



:: موضوعات مرتبط: وصیت نامه شهداء ,
:: برچسب‌ها: شهید , وصیتنامه , نامه , حسنی , سعدی , حسن , شهدا , شهادت , جبهه , جنگ , همرزمان , نبرد جنگ ,
:: بازديد از اين مطلب : 107
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 12
نويسنده : مرتضی شجاعی
شنبه 02 شهريور 1392

عبدالله رضایی

تاریخ تولد : 1336

تاریخ شهادت 07 /08 / 1359

عبدالله رضایی در روستای استخروئیه از توابع شهر باغین در خانواده ای نسبتاً پر جمعیت متولد شد . پس از پایان دوره ابتدایی در زادگاهش به دلیل نبودن امکانات در مقاطع تحصیلی بالاتر مجبور به ترک تحصیل شد . اما به دلیل علاقه زیاد به طلبگی در سن 13 سالگی وارد حوزة علمیة معصومیه شهرستان کرمان شد . پس از یک سال  فراگیری دروس مذهبی در شهرستان کرمان عازم  حوزه علمیه کرمانی ها در قم شد . بیش از 8 سال از عمرش را در آنجا سپری کرد .
 در حین تحصیلات حوزوی ، توانست تحصیلات کلاسیک خود را نیز تا پایان دوره متوسطه در رشتة ادبیات به پایان برساند .
عبدالله که در جریان مبارزات مردمی علیه رژیم حضوری فعال داشت ، بعد از  پیروزی انقلاب اسلامی از استان قم به کرمان بازگشت و در سپاه پاسداران مشغول به خدمت گردید . ابتدا مدتی را در شهرستان بافت و سپس در بم به خدمت مشغول شد و از آنجا مجدداً به کرمان بازگشت و مدتی در جهاد سازندگی به انجام مسئولیت پرداخت . بعد از داشتن مسئولیت های متفاوت ، ریاست انجمن های اسلامی مدارس را برعهده گرفت . سرانجام ....

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 



:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: رضایی , عبدالله , شهید , شهادت , استخروئیه , باغین , جنهه , جنگ , شهدا , شهر , همسنگر ,
:: بازديد از اين مطلب : 73
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 13
نويسنده : مرتضی شجاعی
شنبه 02 شهريور 1392

حسن شجاعی باغینی
تاریخ تولد: 1341
تاریخ شهادت : 22 /2 / 1361

حسن شجاعی باغینی ، فرزند محمّد و معصومه در سال 1341 در شهر باغین در خانواده ای مومن و معتقد متولد شد . پدرش کشاورز بود و با زحمت و تلاش بسیار ، خانواده اش را تامین می کرد . حسن ، پس از طی دوران کودکی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش به پایان رسانید و سپس برای ادامه تحصیل  عازم شهرستان کرمان شد . او در اواخر دورة تحصیلی دبیرستان بود که غنچة انقلاب میل به شکفتن داشت . درس و تحصیل او همراه شده بود با تظاهرات و اجتماعات مردمی علیه رژیم . فریاد الله اکبر ، خمینی رهبر از هر گوشه ای بر می خاست . حسن یک پای ثابت تظاهرات بود . شور و شوق جوانی  باعث حضور او در اکثر تظاهرات ، این قدرت هماهنگ مردمی ، شده بود .  در یکی از روزهای سرد پاییز ...

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 



:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: حسن شجاعی , شهید , شهادت , باغین , شهر , شهداء , شهدا , همسنگر , رزمنده , همرزم , جبهه , جنگ ,
:: بازديد از اين مطلب : 77
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 14
نويسنده : مرتضی شجاعی
پنجشنبه 31 مرداد 1392

شب هنگام در منطقة عملیاتی کوشک داخل سنگر نشسته بودیم که دوستان پیشنهاد دادند یکی از افراد داخل سنگر برای تهیة شام بیرون برود . ابراهیم داوطلب شد . از جایش بلند شد و از سنگر خارج شد . لحظات زیادی از خروج ابراهیم  نگذشته بود که ناگهان صدای خمپاره ای آمد . همه به سرعت بیرون رفتیم . دیدیم ابراهیم بر اثر  جراحت خمپاره و اصابت ترکش به شکمش  به همراه یکی از همرزمانش  به نام سرباز نوروزی مجروح شده و نقش بر زمین افتاده بودند . آنها را به بیمارستان منتقل کردند . همه می گفتند ....

 

مشاهده متن کامل در ادامه مطلب ...



:: موضوعات مرتبط: خاطرات شهداء ,
:: برچسب‌ها: شهادت , جبهه , نبرد , حق , شهسواری , ابرهین , جنگ , همرزمان , ابراهیم شهسواری ,
:: بازديد از اين مطلب : 69
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 13
نويسنده : مرتضی شجاعی
پنجشنبه 31 مرداد 1392

خدایا ! با نام تو آغاز می کنم و برای تو قلم را به نگارش در می آورم . نگارش از وجودم جاری می گردد . اگر رضای تو در دلم نباشد ، هیچ است و پوچ . در سنگر کوچک در کلبه ای محقر به روی هور بزرگ باتلاق عظیم حکایت از مردانی می کنم که به خاطر خدا دست از هر چیز شسته و سر خود را به خدای خویش عاریه سپرده اند ، چهرة بشاش و زیبای این رزمندگان انسان را به یاد قاسم ابن الحسن( ع )  می اندازد . چهرة پر طراوت و بوی خوش رزمندگان حکایت از فداکاری های علی اکبر امام حسین ( ع )  می کند . آواز پرندگان مهاجر صدای موج آب ، آواز دلنشین و صوت دعا و قرآن جان بر کفان ، خاطره های شیرین را در قلب انسان جان می دهد ؛ خدایا !  اینها چه کسانی هستند از کجا آمده اند ؟ به دستور که آمده اند ؟ به کجا می خواهند بروند ؟ فکر و هدفشان چیست ؟ به خاطر چه اینقدر شهامت و فداکاری به خرج می دهند ؟
چه غروب زیبایی بود آن روز وقتی .....

 

مشاهده متن کامل مناجات شهید در ادامه مطلب ...

 



:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا , خاطرات شهداء , متفرقه ,
:: برچسب‌ها: مناجات , شهید , شهادت , مرتضی شجاعی , شجاعی , باغین , کربلای 5 , شلمچه , راه حق , سنگربانان , ایثار ,
:: بازديد از اين مطلب : 57
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 34
نويسنده : مرتضی شجاعی
چهارشنبه 30 مرداد 1392

با سلام و درود بر آقا امام زمان ( عج ) و با درود و سلام بر نایب بر حق آن حضرت امام خمینی ؛ و صلوات و رحمت بی پایان الهی بر شهیدان همیشه زنده انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که در نبرد با کفر جهانی و مزدوران در راه اعتلا و زنده نگه داشتن پرچم توحید در خون پاک خود غلتیدند و بلقاء الله پیوستند . درود خدا و رسول او و سلام پر افتخار امام و امت شهید پرور بر تمامی عزیزان رزمنده و پیکارگران شهادت طلب جبهه های جهاد فی سبیل الله که امر امام یعنی ........

 

مشاهده متن کامل وصیت نامه شهید در ادامه مطلب ...

 



:: موضوعات مرتبط: وصیت نامه شهداء ,
:: بازديد از اين مطلب : 45
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 12
نويسنده : مرتضی شجاعی
چهارشنبه 30 مرداد 1392

 به نام خدا
 من على شجاعى وصيت خود را با نام خدا آغاز مى كنم واگر سعادت داشته باشم ، شهادت نصيبم خواهد شد . وصيت نامه ام اين چنين است :
شكر مى كنم خداى بزرگ را كه به من شعورى عنايت كرده تا راه حق را تشخيص بدهم . خدا را شكر كه به من قدرتى داده است كه در اين راه گام بزرگى بردارم . خدا را شكر مى كنم كه يك قدرت بزرگ و پر شكوهى را به رهبر كبير انقلاب داده است . سلام ودرود فراوان بر تمام كسانى كه تقوى را پيشه كرده اند و فقط براى خدا قدم بر مى دارند ؛ و سلام بر هميشه پويندگان راه حق وحقيقت و قيام گران چه در روز وچه در شب ، كسانى كه در روزها مانند شير خروشانند و شبها عابدانى بيدار ؛ و خلاصه سلام بر ......

 

مشاهده متن کامل وصیت نامه شهید در ادامه مطلب ...


:: موضوعات مرتبط: وصیت نامه شهداء ,
:: بازديد از اين مطلب : 67
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 13
نويسنده : مرتضی شجاعی
چهارشنبه 30 مرداد 1392

مهدی نامجو باغینی     

تاریخ تولد : 10 /6 / 1343
                            
 تاریخ شهادت : 17 /5 / 1362

مهدی نامجو باغینی ، فرزند قوام و صغری خراسانی در دهم شهریور سال 1343 در خانواده ای مذهبی در شهر باغین  متولد شد . او سومین فرزند خانواده بود . با گذشت  سه سال از عمر با برکتش  به همراه خانواده از باغین به شهرستان کرمان عزیمت نمود . از همان کودکی با برادرش – شهید حمید نامجو- انس گرفت و تحت تربیت او  تعالیم مذهبی را به خوبی فرا گرفت .

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...

 



:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: بازديد از اين مطلب : 55
|
امتياز مطلب : 6
|
تعداد امتيازدهندگان : 6
|
مجموع امتياز : 17
نويسنده : مرتضی شجاعی
چهارشنبه 30 مرداد 1392

حمید نامجو باغینی

تاریخ تولد : 28 /5 /1339  

تاریخ شهادت :24 /9 /1357

حمید نامجو باغینی ، فرزند قوام از مادری به نام صغری خراسانی در خانواده ای نسبتاً مرفّه و مذهبی در شهر باغین به دنیا آمد . او اولین فرزند خانواده بود . پدر حمید کارمند مخابرات شهرستان کرمان بود . او فرزندش را از همان کودکی با نماز و دیگر اعمال مذهبی به خوبی آشنا کرد .

 

بقیه متن در ادامه مطلب ...


:: موضوعات مرتبط: معرفی شهدا ,
:: برچسب‌ها: شهید , مردان بی ادعا , شهر باغین , شهادت , نامجو , آخرین ایستگاه , رزمنده , شهداء , باغین , ایران , معرفی , راه حق ,
:: بازديد از اين مطلب : 97
|
امتياز مطلب : 5
|
تعداد امتيازدهندگان : 5
|
مجموع امتياز : 20
نويسنده : مرتضی شجاعی
سه شنبه 29 مرداد 1392

این سایت به زودی راه اندازی خواهد شد. و مطالب آن پیرامون شهدای شهر باغین که شامل 81 شهید می باشد خواهد بود .....


:: بازديد از اين مطلب : 33
|
امتياز مطلب : 1
|
تعداد امتيازدهندگان : 1
|
مجموع امتياز : 19
.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
درباره ما
سلام. این وبلاگ متعلق است به آنانی که دعا داشتند ادعا نداشتند ، نیایـش داشتند نمایش نداشتند ، حیا داشتند ریا نداشتند ، رسم داشتند اسم نداشتند. متعلق است به شهیدی که میگوید بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از اینکه فردا افرادی وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند. اکثر مطالب این وبلاگ برگرفته از کتاب وصیت در آخرین ایستگاه میباشد. ------------------------------------------ مـــادرم زمـانــی کـــه خبـــر شهـــادتــم را شنیــدی گــریــه نــکن، زمـان تشیــع و تـدفینــم گــریــه نــکن، زمــان خــوانــدن وصیـــت نــامـه ام گــریــه نــکن؛ فقـط زمـانی گـریــه کـن کـه مــردان مـا غیــرت را فـرامــوش می کننـد و زنـــان مــا عفـت را *شهیـد سعیـد زقـاقـی* ------------------------------------------ گروهی مرگ را در آغوش گرفتند و شهید شدند؛ و ما را مرگ در بر گرفت و مردیم
منو اصلي
آرشيو مطالب
مطالب تصادفي
مطالب پربازديد
نظر سنجي

قالب وبلاگ را چگونه می بینید